چرا مهاجرت؟ چرا استرالیا؟ چرا ملبورن؟

در این چند ماه اندکی که در کانادا و استرالیا اقامت داشته ام، هر هفته از دوستان عزیزم در ایران پیام هایی دریافت می کردم که درباره مهاجرت ، انگیزه ها، روش ها، چالش ها و خوب و بد هر آن چه در این ور دنیا اتفاق می افتد سوالاتی داشته اند.

نمونه اش همین ایمیل که دیروز دریافت کردم :

آقای اصلی مدت ۱ سالی هست که نوشته های شما را از وبلاگتان تا سایت جدیدتان دنبال می کنم ازتون میخوام که کمی در باره شیوه مهاجرتتان وچگونگی اخذ اقامت وهمچنین چگونگی تامین مالی  زندگیتان بعد از مهاجرت و کسب وکار فعلیتان توضیح بدهید چون برای افرادی مثل من  که در سر دوراهی ماندن یا رفتن هستند  خیلی می تواند مفید باشد  مثلا هردفعه یکی از مسائل روز را در سایتتان قراردهید ((هزینه های روزمره ،میزان درآمد ، کسب وکار ، اقتصاد وآموزش عالی و….)) فکرکنید خودتان قبل از اینکه بروید چقدر به این اطلاعات نیاز داشتید؟ ومی خواستید بیشتر بدانید ؟ من هم موقعیت شما  قبل از رفتن را دارم خواهش می کنم در یغ نکنید …. باتشکر”

واقعیت این که خیلی علاقمند بوده و هستم تا تجربه ها و اطلاعات خوبی که از مهاجرت به دست می آورم در اختیار بقیه هم قرار دهم ، اما احساس می کنم هنوز یافته هایی قابل اتکا و قابل ارائه به دیگران که بشود برای مهاجرت به آنها اتکا کرد، ندارم.

سعی می کنم این خلا را به زودی پر کنم. اینجا من هر روز در حال یادگیری هستم. طی ۴ ماه گذشته من هیچ روزی را بدون یافتن نکته جدیدی به شب نرسانده ام. تلاش خواهم نمود تا به مرور این یافته ها را در اختیار دوستانم نیز قرار دهم.

من با سوالات مهمی روبرو هستم که پاسخ به آنها نیاز به پختگی و منطق بیشتری دارد تا صرفا پاسخ های کلیشه ای و احساسی!

این که چرا مهاجرت کردم با وجودی که در تهران شغل و در آمد نسبتا خوبی داشتم؟

این که چرا به استرالیا آمدم در صورتی که می توانستم در کانادا بمانم و حتی وجود برادرم در آنجا کمک زیادی برای من بود؟

و این سوال که چرا در استرالیا شهر ملبورن را انتخاب کردم در حالیکه سیدنی شهر بزرگ تر و شلوغ تری است و ایرانیان بیشتری دارد؟

نوشته های آینده من پاسخ به همین سوالات است.

نظر خود را ثبت کنيد


| ترجمه به فارسی |