آخرین روزهای سال ۱۳۸۹ واپسین ساعت های دهه ۸۰ شمسی را پشت سر می گذاریم.
این مطلب را به بررسی آن چه در این یک سال تجربه کرده ام اختصاص داده ام.
دوستان قدیمی :
سال ۸۹ برای من سال تحکیم دوستی های قدیمی و پالایش و بهبود روابط دوستانه محسوب می شود. بعد از یک دوره دوری چند ساله از زادگاهم مشهد، فرصتی دست داد تا بیشتر در کنار دوستان قدیمی باشم. در تهران نیز سال گذشته برایم سالی آرام تر و کم حاشیه تر گذشت. از دوستان صمیمی و قدیمی ام خانواده خوب خبوشانی (محسن و رضای عزیز و خانواده های مهربانشان) که در مدت حضورمان در مشهد بهترین و شادترین خاطرات را برای من و خانواده ام ساختند، تشکر ویژه می کنم.
از همایون دارابی که پرانرژی ترین همراه این وبلاگ در سال گذشته بود سپاس ویژه دارم و از آقایان و خانم ها نسیم صبحگاهی، کیوانی، باغانی، بابازاده، منجیلی، اهوازی، همایونی، سخی فر، یوسفی، سیفی راد، متحدین و … ممنون هستم که همراهم بودند و روحیه دادند.
سفر دوم کانادا:
دومین سفر من به کانادا سرشار از تجربه های جدید بود. باز هم برادر خوبم و همسر خوبش حبیب و سارای عزیز همراه و کمکمان بودند تا به من و خانواده ام در ونکوور خوش بگذرد. چیزهای زیادی یاد گرفتیم و برای مهاجرت به استرالیا آماده شدیم. از خانواده محترم نجفی، رضا و مریلین و آرش و تیما بی نهایت سپاس گزارم. از دکتر محمود گنابادی و پسر گلش کوروش که راهنمایی های خوبی درباره بازارهای مالی غرب و بیزنس و کار و زندگی در خارج از ایران در اختیارم گذاشتند ممنون و سپاس گزارم. فرصت دوستی و کسب تجربه های بیشتر از این پدر و پسر باهوش و تحصیل کرده و از همه مهم تر همشهری و خوش اخلاق را هیچ وقت از دست نخواهم داد.
مهاجرت به استرالیا:
بعد از یک برنامه ریزی حدودا ۳ ساله سال ۸۹ وارد ملبورن استرالیا شدیم. سال ۸۹ از این نظر نقطه عطفی در زندگی من محسوب می شود. بابت این رویداد مهم بسیار خوشحالم و از خداوند سپاسگزار.
دوستان جدید بسیاری امسال به جمع دوستان قدیمی من افزوده شدند که هریک به تنهایی برای تغییر مسیر یک زندگی کافی هستند. بابت یافتن همه آنها تا ابد خوشحال خواهم بود و از همه آنها چون هدیه ای ارزشمند مراقبت خواهم کرد.
از دوستان قدیمی دکتر امید خجسته و همسر مهربانش پارمیس و کوچولوی نازشان کیارش و همکار قدیمی آرش زمردی که اینجا دوباره پیدایشان کردم و دوستان جدید آقای افکاری عزیز، دکتر امین آزاد و بهنوش و آریا، ریاز و پریسا و رادمان، داریوش و مژگان و شیرین و مسیح و مادر و خاله های گرامیشان، فرزانه و امید، سوسن و هرمز و رایان، عباس گوهرپی و همسرشان، دکتر هوشنگ تقدیر و خیلی عزیزان دیگر که امسال در ملبورن با آنها آشنا شدم و به همه این عزیزان افتخار می کنم.
اما سپاس و تشکر ویژه من و خانواده ام در ملبورن برای خانواده عزیز اشراقی است، سعید و رزا و فرهاد و نیلوفر که از روز نخست ورودمان به این شهر، با وجودی که قبلا همدیگر را از نزدیک ندیده بودیم و تنها بر اساس چند صحبت تلفنی و معرفی یک دوست مشترک، همچون یک برادر و خواهر واقعی کمک هایی به ما کردند که هرگز انتظارش را نداشتیم. حمایتها، کمک ها، راهنمایی ها و همراهی های این خانواده مهربان، صادق و خوش اخلاق را هرگز فراموش نخواهیم کرد و برای همیشه سپاس گزار اعتماد، مهربانی و انسانیت آنها خواهیم بود. بی شک آنها همچنان بهترین دوستان ما در اینجا هستند و نقش برادر و خواهر بزرگ تر ما را در این کشور دارند.
روزهای خوبی امسال در ملبورن پشت سر گذاشتیم، خاطرات خوبی برایمان ساخته شد و بسیار امیدوارم هستم به روزهای بهتری که در سالهای آینده اینجا خواهیم ساخت در کنار این همه دوستان خوبی که در این شهر یافته ام.
دوستان اجتماعی:
دور شدن موقتی و نسبی از هیاهوی کار و فعالیت اقتصادی و ورود به دنیای آزاد و بدون سانسور، فرصت خوبی شد برای همراهی بیشتر در شبکه های مجازی اجتماعی، وبلاگ بدون مرز و صفحات فیس بوک امسال دوست صمیمی و همراه خوبی برایم شدند، فیس بوک خانه ای شد برایم تا دوستان قدیمی بسیاری را بیابم و از مصاحبت با آنها تجربه ها بیاموزم، شادی های فراوانی داشته باشم و با هیجان و غم و اندوه های بسیاری احساس مشترک بیابم. بیش از ۱۰۰ دوست خوب و صمیمی در فیس بوک احساس نزدیکی و در کنار هم بودن را برایم به همراه داشته است. به ویژه در فیس بوک ممنونم از مونای عزیز (خواهر خانم گلم که خیلی برایم عزیز است)، آقایان گل کار طرقبه و دیگر جوان های با محبت همشهری که خیلی از آنها را متاسفانه هنوز از نزدیک ندیده ام، دکتر عطاری، هومن آزاد، بهروز فروتن و … و خانم ها افشین فرد، جمشیدی، مینا جعفری (وکیل خوبم که تا لحظه ورود به استرالیا همراهم بود)، خواهران اسماعیل زاده و اصغری و … دیگران که خوشبختانه تعداشان کم نیست.
اقتصاد و سرمایه گذاری:
خوش بختانه سال ۸۹ از نظر اقتصادی هم سال خوب و رضایت بخشی برای من بود. بورس اوراق بهادار در سال گذشته علی رغم همه پیش بینی ها و نوسانات سیاسی و اقتصادی گریبانگیر کشورمان، یکی از بهترین و پرسودترین سالهای عمرش را پشت سر گذاشت، خوشبختانه در این شرایط خوب، مجموعه بورس۲۴ هم در غیاب من با مدیریت خوب آقای باغانی و همراهی آقای بابازاده در کارگزاری فارابی، روزهای خوبی پشت سر گذاشت و همین موضوع من را نیز به عنوان یکی از پایه گذاران این شرکت خوشحال می کند. امیدوارم این مسیر رو به رشد طی سال های آینده نیز همچنان ادامه یابد.
اینجا ضمنا فرصتی است تا تشکر ویژه داشته باشم از مدیریت و همکاران شرکت سمگا که سال ۸۹ یکی از همکاران خوب من در یکی از فعالیتهای اقتصادی بودند و از همکاری با آنها بسیار آموختم. از آقایان مهندس قیاسی، دهقانی، عقیلی و به ویژه علومی بسیار ممنون هستم.
تلخی ها :
سال ۸۹ متاسفانه تعداد زیادی از هنرمندان ایران به رحمت حق پیوستند که شاید در تاریخ کشورمان رکوردی محسوب شود. ضمن ادای احترام و طلب رحمت و آرامش روح برای همه این عزیزان برای من حاثه تلخ از دست دادن دایی عزیزم حاج حسین خطیب که هم بهترین دوستم بود و هم مشوق و راهنمای همه خانواده در روز های سخت و جانشینی برای پدر از دست رفته مان، تلخ ترین اتفاق سال بود. برای ایشان طلب آمرزش و رحمت الهی دارم. کاش هنوز در کنارمان بود و دل گرم بودیم به همراهی و بودنش. کاش…
و اصلی ترین ها :
و در پایان این دهه پر فراز و فرود و این سال پر حادثه، دست همه بزرگ تر های خانواده مخصوصا مادرم را می بوسم و از دیگر اعضای خانواده و دوستان سپاس گزارم که در همه این روزهای سفر و مهاجرت جویای احوالمان بودند، با سیل بریزبین نگران شدند و با مطالب این وبلاگ پیام های امیدوارکننده و روحیه بخش فرستاند.
این نوشته طولانی، بهانه ای بود تا یادی بکنم از دوستانی معدودی که اینجا از آنها نام بردم و قدردانی کنم از تعداد بیشتری دوست و آشنا و رفیق که نامی از آنها نتوانستم ببرم در این مطلب.
از صمیم قلب آرزوی سالی سبزتر و پربارتر از سالهای گذشته دارم برای همه آنها که نام بردم و نبردم. سال نو مبارک